هوایی برای زنده ماندن
آب
عجیبترین اشکال حیات (1)

در حالي كه دانشمندان سيارات بسياري را در اطراف ستارگان ديگر پيدا كرده اند و در انديشه انجام عمليات هاي ديگر براي بررسي هرچه بيشتر منظومه شمسي خودمان هستند، محققان به دنبال سيارات زمين مانندي هستند تا بتوانند راه هايي براي شناسايي انواع موجودات زنده احتمالي در هر نقطه اي از اين هستي پيدا كنند.
حيات مي تواند در مناطق سوزان، اسيدي و داغ خشكترين بيابان ها و يا در اعماق سرد و تاريك اقيانوس ها وجود داشته باشد. حتي مي توان حيات را در نواحي يخ زده قطبي و يا در انباره هاي سمي نيز يافت.
كريس ايمپي (Chris Impey) از دانشگاه آريزونا مي گويد: "حيات بر روي زمين در هر جايي كه تصور كنيد – و همچنين در هر جايي كه تصورش را هم نمي كنيد – پخش شده است."
وجود تعداد زياد اين موجودات زنده سرسخت و پرطاقت به اين نكته اشاره دارد كه حيات مي تواند در اقليم سرد و خشك مريخ، شرايط اسيدي و يخبندان Europa (قمر مشتري)، و يا در نقاط بيشمار ديگري در آنسوي منظومه شمسي ما وجود داشته باشد.
نقش انسان در طبیعت
شهروحش : تاثیر گذاری انسان بر طبیعت پیرامون خود را از هنگام آغاز ابزارسازی آن میتوان دید . از زمانی که در چند صد هزار سال قبل انسان ابزارساز در آفریقا به وجود آمد تا به امروز ، نقش انسان درطبیعت روبه گسترش بوده و هست ، به طوری که امروز تصور طبیعت بدون انسان بسیار مشکل است . انسان دوران سنگی با اکتشاف آتش و مهار آن و بکارگیری ابزار ، مداخله خود را درطبیعت آغاز کرد ، و با شکار گونه های جانوری در چرخه اکوسیستم نقش موثری داشت ، به طوری که دیرین شناسان یکی از عوامل انقراض نسل ماموتها را انسان سنگی و نئاندرتالها میدانند.مداخلات انسان با پیدایش تمدن و آغاز عصر کشاورزی وارد دوران جدیدی شد ، به طوری که انسان با اهلی کردن برخی از گونه های گیاهی و جانوری نقش خود را درطبیعت بسیار پررنگ تر از پیش کرد و به دنبال آن شهرسازی و یکجانشینی بشر و تخریب و دگرگونی محیط طبیعی از تبعات پیدایش تمدن بود . ولی با همه اینها طبیعت شکل خود را حفظ کرده بود تا آغاز انقلاب صنعتی و عصر تکنولوژی که طبیعت بزرگترین ضربه را از سوی انسان متحمل شد . با انقلاب صنعتی و پیدایش قطار و ماشین و هواپیما ، احداث کارخانجات و جاده سازی و گسترش شهرها ، اکتشافات معدنی و نفتی ، طبیعت چهره متفاوتی به خود گرفت . سیمای زمین تغییر کرد و نسل بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری با آغاز این دوره روبه انقراض گذاشت ، تخریب جنگلها و پوشش گیاهی و زیستگاههای جانوری و شکار جانوران به خاطر استفاده از پوست آنها ، جمعیت اکثر گونه های جانوری را در قرون 18 و 19 و 20 کاهش داد و گونه های بسیاری را منقرض کرد . آلودگی دریاها و رودخانه ها با پسماندهای صنعتی و خانگی، بسیاری از گونه های آبزی را از بین برد و جمعیت آنها را کاهش داد .تغییرات جوی و گرمایش کره زمین به خاطر انتشار گازهای گلخانه ای و آلودگی هوا از دیگر اثرات انسان صنعتی بر طبیعت بود . به دنبال اینها گروهها و جنبشهای مدافع محیط زیست و طبیعت و حقوق حیوانات شکل گرفت . و تبعات آلودگی هوا و آب از سوی انسان بررسی شد . طرحها و برنامه های بسیاری ازطرف دولتها و سازمانها برای حفظ طبیعت و حیاتوحش وضع شد . سازمانها و گروههایی به کمک حیاتوحش شتافتند و طرحهای حفاظتی از گونه های درمعرض خطر آغاز شد . و در بخشهایی غذارسانی به گونه های جانوری در شرایط سخت از دیگر طرحها بود .حال در این شرایط بحث و موضوع اختلافی بین دوستداران طبیعت شکل گرفته که آیا مداخلات و کمک رسانی به حیاتوحش درطبیعت اثرات مثبت دارد یا منفی ؟ اینجانب در این مطلب به طرح دیدگاههای خود میپردازم . به شخصه در شرایط طبیعی مدافع هیچگونه دخالتی ازسوی انسان در طبیعت نیستم . یعنی اگر انسان نقش مخرب خود را درطبیعت کاهش دهد ، طبیعت نیازی به کمک نخواهد داشت و گونه های جانوری از پس خود بر خواهند آمد . اما آیا امروزه با توجه به این حجم از مداخلات مخرب انسانی میتوان حکم به عدم هیچگونه مداخله دلسوزانه و کمک رسانی از سوی انسان را داد ؟ امروزه با توجه به جزیره ای شدن زیستگاههای جانوری و قطع شدن راههای ارتباطی و مهاجرتی بین زیستگاههای مختلف ، عملا امکان بقای جانوران را در شرایط طبیعی ازآنها سلب کرده ایم . گونه هایی که در گذشته درفصول سرد و یا خشکسالی اقدام به مهاجرت به سایر مناطق برای یافتن غذا میکردند ، هم اینک این امکان را ندارند و اگر درفصول سرد و یا خشکسالی به آنها غذارسانی نشود از بین خواهند رفت . پس دراین شرایط با وجود مداخلات مخرب انسان نمیتوانیم مداخله ازنوع کمک رسانی و غذارسانی را نادیده بگیریم ، متاسفانه دراین شرایط ، حیاتوحش از حالت طبیعی خود خارج شده و به صورت یک باغ وحش بزرگ در می آید . که حیاتوحش را وابسته به انسان میکند . اگر مسیرهای مهاجرتی را برای جابجایی گونه های جانوری باز نکنیم چاره ای جز این نداریم . درمورد پرندگان مسئله کمی فرق میکند . با توجه به اینکه پرندگان برای مهاجرت خود نیازی به مسیر و راه زمینی ندارند ، امکان مهاجرت برای آنها همواره محیا است . و هرگونه دخالت و کمک رسانی غیر محاسبه شده به پرندگان را در این مورد مخرب میدانم ، و چه بسا این کار باعث تغییر مسیرهای مهاجرتی هزاران ساله و طبیعی پرندگان دراینمورد شود . کمک رسانی به پرندگان را فقط درشرایط بسیار خاص و یا در مورد پرندگان شهری آنهم درفصول سرد جایز میدانم . کمک رسانی و غذارسانی به حیاتوحش آنرا وابسته به انسان میکند و گونه های جانوری عادات طبیعی و خوی وحشی خود را از دست میدهند ، ما باید دخالت خود را در طبیعت به حداقل برسانیم ، و فقط درمواردی که هیچ مسیر ارتباطی و مهاجرتی برای گونه های وحش نیست و در شرایط خاص کمک رسانی کنیم . یادمان باشد که گونه های جانوری هزاران سال ، بدون مداخله و کمک انسان زیسته اند و در شرایط سخت خود را حفظ کرده اند و یا منقرض شده اند . پس اگر ما مداخلات خود را به حداقل برسانیم و مسیرهای مهاجرتی و زیستگاههای جانوران را تخریب نکنیم دیگر نیازی به مداخلات دلسوزانه و خیرخواهانه نیست. بیائیم طبیعت را آنگونه که باید باشد حفظ کنیم .

درود بر یلدای کوچک
احمد عزیزی شکارچی اهل روستای «درکی» واقع در منطقه «هورامان» کردستان، جمعه گذشته، پس از 12سال شکار در اقدامی نمادین در میدان مرکزی روستا، تفنگش را شکست و شکار را کنار گذاشت. شغل اصلی احمد، زنبورداری است و 43سال سن دارد، تا سوم راهنمایی درس خوانده و روزگارش را در همین روستای محل زندگیاش میگذراند. علاوه بر زنبورداری، کار دیگری که احمد عزیزی به آن علاقه داشت و همیشه انجامش میداد، شکار بود. او در فصل شکار، هر چند وقت یکبار، اسلحه ساچمهای خود را پر میکرد به کوه میزد و عصرگاهان با دستی پر به خانه برمیگشت. شکار موردعلاقه او هم «کبک» بود. با این حال پاییز گذشته شکار تعدادی از همین کبکها زندگیاش را دستخوش تغییر و تحول کرد تا در نهایت روز 25بهمن تصمیم تاریخیاش را گرفت و تفنگش را شکست. معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت از محیطزیست نیز روز گذشته در گفتوگویی با «شرق» این اقدام را زیبا و انسانی توصیف کرد و گفت حتما سازمان محیطزیست از اقدام این فرد قدردانی خواهد کرد. به همین مناسبت به سراغ احمد عزیزی رفتیم، تا از انگیزههایش برای این اقدام ویژه بگوید.
آقای عزیزی! چطور شد که تصمیم به شکستن تفنگ و کنارگذاشتن شکار گرفتید؟
من 13 سال پیش ازدواج کردم و در چهارسال اول ازدواجم بچهدار نشدم، اما پس از پیگیریهای بسیار و معالجه پیش دکترهای تهران در نهایت خداوند به من و همسرم یک دختر داد، اسمش یلداست و از همه دنیا برای من عزیزتر است. پاییز امسال وقتی یک روز از شکار به خانه برمیگشتم یلدا با دیدن کبکهای شکارکرده و کشتهشده گریه کرد، از گریه دخترم ناراحت شدم، حتی از گوشت آن کبکها هم استفاده نکردیم، گفتم یلدا جان چیکار کنیم؟ گفت اسلحهات را پرت کن، همان موقع تصمیم گرفتم اسلحه را بشکنم. بعدها هم که به موضوع فکر کردم دیدم شکارکردن من غیر از ناراحتی یلدا ضررهای دیگری هم دارد، فکر اینکه طبیعت را خراب میکردیم و حیوانات را میکشتیم دچار عذابوجدانم کرد. بعد در نهایت تصمیم گرفتم با انجمن چیا تماس بگیرم و بگویم قصد انجام چنین کاری را دارم.
چطور با انجمن سبز «چیا» آشنا شدید؟
اعضای این انجمن از قبل به روستای ما میآمدند و عکسها و پوسترهایی منتشر میکردند که شکار نکنید، مواظب درختان و جنگلها باشید و... به آنها که موضوع را گفتم خیلی استقبال کردند و به من گفتند اگر این کار را بکنی یک حرکت انسانی و بزرگ است. در نهایت روز جمعه به روستای ما آمدند، حدود 150 تا 200 نفر جمع شده بودند. مردم روستا که برای نماز جمعه حاضر میشدند هم بودند. در نهایت من در حضور جمع تفنگم را شکستم و گفتم باید کاری بکنم که بقیه هم دنبال من بیایند تا طبیعت را خراب نکنیم.
اسلحهای که داشتید چه مدلی بود و چقدر میارزید؟
اسلحه سوزنی کالیبر 12ساچمهای و مخصوص شکار بود. چند سال پیش فکر کنم یکنفر آن را از عراق خرید و من هم اسلحه را از او گرفتم، مجوز آن را هم از مریوان گرفته بودم.
با این کیفیت و شرایط، قیمت آن چقدر میارزید؟
الان اگر میخواستم بفروشمش با جواز حدود سهمیلیونتومان قیمت داشت.
چند سال بود که شکار میکردی؟
از 12سال پیش تاکنون، همیشه در فصل شکار یعنی بهار و پاییز که موقع کوچ پرندهها و کبکهاست هر 10روز یکبار یا هر هفته یکبار برای شکار میرفتم.
بیشتر از همه چه چیزی شکار میکردی؟
در منطقه ما جانوران زیادی برای شکار هست، من بیشتر کبک شکار میکردم، منطقه ما طوری است که کبک زیاد است. ولی بز کوهی و خرگوش و بقیه حیوانات هم اینجا زیاد است، به دلیل همین موقعیتش شکارچیهای زیادی از مریوان و سروآباد و دیگر روستاهای اطراف به اینجا میآیند، داخل خود روستای ما بین 15 تا 20 نفر شکارچی هست. اما از بقیه جاها زیاد میآیند. شکاربان هم خیلی توان مقابله با آنها را ندارد، سر جاده کمین میزند و دنبالشان توی کوه نمیرود، آنها هم حواسشان هست.
واکنش بقیه اهالی و شکارچیهای روستا به اقدام شما چه بود؟
خیلی استقبال کردند و من را مورد تشویق قرار دادند، شکارچیها به من گفتند انشاءالله ما هم دنبال تو میآییم، همان شب مردم روستا تا ساعت دو شب به خانه من میآمدند و تشکر میکردند. البته میدانید، قضیه فقط همین اسلحه نیست، یک نفر میتواند با یک نخ کبریت یک جنگل را بسوزاند، این کار تا 200 سال هم جبران نمیشود. ما باید همه با هم دست به کار شویم برای حفظ طبیعت. منطقه ما کوهستانی است. یک چشمهای داریم که خیلی زیباست. اطرافش خیلی تخریب شده کسی نیست به داد این طبیعت برسد، باید خودمان کاری بکنیم. من دیشب در تلویزیون مستندی دیدم که شکارچیها عاج کرگدنها را در آفریقا میبریدند و این جانوران را میکشتند. واقعا آدم ناراحت میشود این تصاویر را میبیند، ولی دیشب وجدانم راحت بود که دیگر تفنگم را شکستهام و شکار نخواهم کرد.

منبع :انجمن سبز چیا
کتاب رد پا و آثار جانوران
شهروحش : کتاب ردپا و آثار جانوران ، راهنمای مناسبی است برای دوستداران و محققین حیاتوحش ، که شامل اطلاعاتی ارزشمند درباره شناسایی ردپا و آثاری مانند سرگین ، آثار تغذیه ، ریمه ، لانه سازی و دیگر نشانه های جانوران میباشد ، این کتاب اثر مشترک سعیده بنی اسعدی و سعید چراغی ، توسط انتشارات ایرانشناسی در 288 صفحه تمام گلاسه ، به چاپ رسیده است .لازم است که تمام دوستداران و محققین حیاتوحش این کتاب را تهیه بفرمایند .

نقش بر سینه و دشنه در قلب
شهروحش : چند ماهی از پیشنهاد درج لوگو و تصویری از یوزپلنگ، این گربه سان روبه انقراض کشورمان بر روی پیراهن تیم ملی فوتبال ایران میگذرد و چند روزی از پذیرش نهایی این طرح ، خبر تائید طرح باعث خوشحالی دوستداران محیط زیست و اصحاب رسانه در زمینه شد ، که در اینجا جا دارد از تمام طراحان و کوشندگان عملی شدن این طرح قدردانی و سپاسگزاری کنم . اما اهداف این طرح چه میتواند باشد و چه سودی را میتوان از این طرح عائد محیط زیست و طبیعت ایران کرد ،بزرگترین طرح توجیهی برای آنرا میتوان با توجه به عام بودن مسئله فوتبال و حضور تیم ملی ایران در مسابقات جام جهانی ، آگاهی رسانی به اقشار و طبقات مختلف مردم نسبت به مسئله محیط زیست و حیاتوحش عنوان کرد ،یعنی مردم ما با دیدن تصویر یوزپلنگ و کنجکاوی متعاقب ، با یوزپلنگ آشنا شده و به اهمیت مسئله پاسداری ازطبیعت وحیاتوحش پی ببرند . از طرفی دیگر با این طرح یوزپلنگ ایران درسطح بین الملل مطرح شده و زمینه برای جمع آوری کمکهای مادی و معنوی طرح حفاظت از آن درسطح جهانی مهیا میشود ، این طرح میتواند جهانیان را به ستایش ملت ایران وادار کند که ازچنان فرهنگ بالایی برخودار هستند که حیاتوحش در نزد آنها بدین اعتبار رسیده است .همه اینها میتواند دستاوردهای عملی شدن این طرح باشد .حال چند روزی از خبر قطعی شدن طرح نگذشته بود که خبر از سر گیری و شدت یافتن ساخت جاده گزو درمنطقه حفاظت شده کوه بافق یزد منتشر شد . قابل ذکر است که منطقه حفاظت شده کوه بافق یکی از بهترین و مهمترین زیستگاههای یوزپلنگ و پلنگ درکشور است . و هرگونه دستکاری و تخریبی درآن میتواند ضربه مهلکی بر پیکر یوزپلنگ وارد کند . این جاده قرار است روستای سبزدشت را به شهر بافق متصل کند ! که تاکنون میلیاردها تومان هزینه برداشته است ، واقعا این سوال پیش می آید که احداث یک جاده روستایی ارزشش را دارد که یکی از بهترین زیستگاههای حیاتوحش کشورمان را به نابودی بکشانیم ، این درحالیست که طرحی جایگزین برای این جاده درنظر گرفته شده وبه دلائل مختلف مقبول نیفتاده است ! به نظر اینجانب حتی اگر طرحی جایگزین برای این جاده وجود نداشت ، بازهم احداث این جاده کاری اشتباه بود . متصل کردن یک روستا به یک شهر کوچک که هیچ ارزش ترانزیتی و اقتصادی برای کشور ندارد ، دراین شرایط هیچ توجیهی ندارد ، روستائیان عزیز سبزدشت اگر از اثرات مخرب این طرح آگاه بودند هیچگاه اصراری بر این طرح نداشتند و قبول نمیکردند که این جاده احداث شود . واقعا این پرسش وتصور درذهن ایجاد میشود که اگر قرار باشد این حجم از روستاها و شهرهای کوچک کشور را به وسیله جاده آسفالته به هم متصل کنیم دیگر چیزی ازبیابان و خاک باقی میماند !؟ چه رسد به حیاتوحش ! بدون شک مجری این طرح ارگانی جز دولت محترم نیست ، که در دولت دهم آغاز شده و در دولت یازدهم ادامه می یابد . وبدون شک طرحهایی ازاین قبیل بازتاب داخلی و خارجی خواهد داشت ، ودر این وقت است که مردم از خود میپرسند ، دولتی که اینگونه خبر درج نقش یوزپلنگ را در بوق و کرنا میکند ! چگونه است که خانه یوزپلنگ را خراب میکند ! دوستان علاقه مند به محیط زیست ، کسانی که با انتشار خبر یک شکار به حق و سریع واکنش نشان میدهید ، این طرح هزاران بار مخربتر از شکار است ، جا دارد دراینجا همگی نسبت به این مسئله واکنش نشان دهیم ، وبد نیست ازدوستانمان در نهاد مکتب حرمت حیات بخواهیم تجمعی را درمقابل سازمان محیط زیست دراعتراض به این طرح برگزار کنند ، این طرح چیزی را جز جمله (نقش برسینه و دشنه درقلب) تداعی نمیکند ! نه قلب یوزپلنگ ، که قلب خودمان !!!
نقدی بر فلسفه طرفداران شکار

منطقه حفاظت شده ورجین (بهمن ماه 92)
شهروحش :صبح روز پنجشنبه 17بهمن به همراه دوست خوبم آقای نوید رکویی به منطقه ورجین رفتیم ،تا هم گشتی زده باشیم ،هم هنگام علوفه ریزی کنار دوستانمان درپاسگاه محیط بانی گلندوک باشیم .

نوید رکویی درحال علوفه ریزی




من سمت راست تصویر ،کنار دوستان محیط بان

درهنگام حضورمان در ورجین ، با سرهنگ بهزاد یوسفی ازهمشهریهای خوبم روبرو شدیم وساعاتی را درکنار ایشان به گپ وگفت پرداختیم ، ایشان از مقاله نویسان مجرب مجله حفاظت شکار طبیعت اند ،وکسی هستند که درطبیعت ایران استخوان خورد کرده اند .

این وبلاگ بازتاب کوچکی از وضیعیت محیط زیست و حیات وحش ایران میباشد .و تلاش دارد تاضربه ای را که زندگی مدرن و شهری به محیط زیست و حیات وحش زده است را بازتاب دهد.علاوه بر محیط زیست وحیات وحش ،دراین وبلاگ مطالبی از کیهانشناسی ،زمینشناسی ، دیرینشناسی ،زیست شناسی و جانورشناسی نیز خواهید دید .باشد که ما انسانهای شهری امروز بهتر طبیعت را بشناسیم .